تبلیغات
داستان های مولوی - حکایت طوطی و بقال
شنبه 18 اردیبهشت 1389

حکایت طوطی و بقال

   نوشته شده توسط: RAMIN N..I    

((((((این داستان رو به صورت شعر براتون گذاشتم))))))

بود بقالی و وی را طوطیی
خوش‌نوایی سبز و گویا طوطیی

بر دکان بودی نگهبان دکان
نکته گفتی با همه سوداگران

در خطاب آدمی ناطق بدی
در نوای طوطیان حاذق بدی

جست از سوی دکان سویی گریخت
شیشه‌های روغن گل را بریخت

از سوی خانه بیامد خواجه‌اش
بر دکان بنشست فارغ خواجه‌وش

دید پر روغن دکان و جامه چرب
بر سرش زد گشت طوطی کل ز ضرب

روزکی چندی سخن کوتاه کرد
مرد بقال از ندامت آه کرد

ریش بر می‌کند و می‌گفت ای دریغ
کافتاب نعمتم شد زیر میغ

دست من بشکسته بودی آن زمان
که زدم من بر سر آن خوش زبان

هدیه‌ها می‌داد هر درویش را
تا بیابد نطق مرغ خویش را

بعد سه روز و سه شب حیران و زار
بر دکان بنشسته بد نومیدوار

می‌نمود آن مرغ را هر گون نهفت
تا که باشد اندر آید او بگفت

جولقیی سر برهنه می‌گذشت
با سر بی مو چو پشت طاس و طشت

آمد اندر گفت طوطی آن زمان
بانگ بر درویش زد چون عاقلان

کز چه ای کل با کلان آمیختی
تو مگر از شیشه روغن ریختی

از قیاسش خنده آمد خلق را
کو چو خود پنداشت صاحب دلق را

کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر

جمله عالم زین سبب گمراه شد
کم کسی ز ابدال حق آگاه شد


BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:14 ق.ظ
Ahaa, its pleasant dialogue about this article here at this webpage, I have
read all that, so now me also commenting here.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:31 ب.ظ
If you would like to take much from this piece of writing then you have to apply
these methods to your won website.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:50 ب.ظ
Hey there! This is my first visit to your blog!

We are a collection of volunteers and starting a new project in a community
in the same niche. Your blog provided us beneficial
information to work on. You have done a wonderful job!
manicure
چهارشنبه 16 فروردین 1396 07:34 ق.ظ
Its like you learn my mind! You seem to know so much approximately
this, like you wrote the e book in it or something.
I think that you simply could do with some percent
to drive the message house a little bit, but instead of that, this is magnificent blog.

An excellent read. I will definitely be back.
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 12:44 ق.ظ
My partner and I stumbled over here different
website and thought I may as well check things out.
I like what I see so now i'm following you.
Look forward to looking into your web page yet again.
manicure
چهارشنبه 9 فروردین 1396 11:39 ب.ظ
Hello, i think that i saw you visited my website
thus i came to “return the favor”.I am trying to find things to improve my
website!I suppose its ok to use a few of your ideas!!
دوشنبه 25 فروردین 1393 08:01 ب.ظ
راضیه
چهارشنبه 8 آبان 1392 05:24 ب.ظ
خوب کامل بزار احمق
شنبه 3 فروردین 1392 11:01 ق.ظ
کاش داستان پادشاه و کنیزک هم می گذاشتید
شنبه 3 فروردین 1392 10:59 ق.ظ
عالی بود
رپ
پنجشنبه 10 اسفند 1391 11:57 ب.ظ
بابا خیلی باحالی
سهراب
پنجشنبه 14 دی 1391 11:04 ب.ظ
سلام دوستم یادت باشه که مولا ایرانی نیست افغانی است از ولایت بلخ افغانستان
arezoo
دوشنبه 27 آذر 1391 09:19 ب.ظ
khob bod vali dastanesh bod behtar bod vali bazam mamnon
مرضیه- ع
چهارشنبه 22 آذر 1391 10:22 ق.ظ
سلام . کارتون بسیار قابل تقدیره. موفق باشید. پیشنهاد می کنم در خصوص ادبیات گفتاری وکلامی هم نوشته هایی رو در سایتتون بیارید تا خانمهای ادیب و فرهنگدوستی که از مطالبتون استفاده کرده ولذت می برند با خواندن آن مطالب شیوه های گفتاری وکلامی خود را اصلاح کنند. ابراز علاقه با عبارات زیباتر و پاکتر در شان این ادیبان است که متاسفانه کمتر استفاده میشود .در هر حال زحمات شما قابل تقدیر است و بسیار متشکرم
رویا
چهارشنبه 15 آذر 1391 11:25 ب.ظ
salam azizam besyar vebet jaleb bod azash estefade kardam be vebe man ham sari bezan khoshal misham dost daret roya jun
شیوا
شنبه 30 اردیبهشت 1391 03:04 ب.ظ
می تونستی شعرت رو به صورت قصه بذاری
قصه های مولوی خیلی جذاب هست
در کل خیلی هم خوب بود
موفق باشی
alireza
شنبه 9 مهر 1390 04:15 ب.ظ
@@@@@@@@@@@@@@@@__()|+_()(_(عالللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللی بود ممنون 09191751596
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر